محمد ربيع بن محمد ابراهيم

30

سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى )

و طائفه برآنند كه قتل و صلب عارض ناسوت شد نه لاهوت زيرا كه لاهوت محل عروض الام واقع نشود و با آنكه همه بيك انجيل قائلند هريك در احكام و اصول و فروع و معاقدات مخالف بيكديگراند و باستقرار معلوم شد كه حال اكثر از اين طوائف خصوصا مردم عوام ايشان باينكه عيسى خدا و پسر خداست قائلند . بيان و سبب تعظيم مردان زنان را اينكه دست از آدميت برداشته ميگويند كه چون تولد حضرت عيسى على نبينا و عليه السلم و علت ناقصه وجود او از زن است پس در درگاه احديت زن را از مرد مرتبه و قدر بيش است و بر ايشان احترام و تفوق بر خود دادن هرچند زن اين كس باشد واجب و لازمست و از راه خوش اعتقادى افعال و اعمال برادران خود را محمول به صحت كرده احتمال خيانت به يكديگر نميدهند « 1 » اگرچه در يك پيراهن زن خود را با دوست بينند ميگويند اين از كمال اتحاد و محبتيست كه با من دارد و اگرچه ميل در مكحله به چشم خود ببينند كه دستى ندارند « 2 » گفته آن شخص را اعتمادى نيست بجز اينكه دو شاهد ديگر در اين باب كه ايشان نيز براى العين متفق ديده‌اند اداء شهادت دهند پادريان ايشان بعد از آن حكم بقتل هر دو ميكنند و اين موافق مذهب بعضى از فرق ايشانست و پرتگالى به اين اعتقاد نيستند و دستور ايشان چنانست كه هر هفته و هر ماه و هر سال زنان و مردان

--> ( 1 ) - اين عادت و خونسردى انگليس‌ها موجب شگفتى تنها ايرانيان نگرديده است بلكه دو قرن پيش‌تر كلكنديلس ( Chalcondyles ) مورخ بوزانطينى با تعصب مينويسد : « آنها در باره زنان و فرزندان خود زياد سخت نميگيرند . چه در همه جاى [ اين ] جزيره وقتى شخصى بديدار دوستى ميرود هنگام ورود به خانه وى زن او را ميبوسد و وقتى كه دوستان در معابر به يكديگر ميرسند رسم كلى اين است كه زنان يكديگر را در آغوش به‌فشارند . . . . و بد هم نميدانند كه زنان يا دخترانشان را ببوسند . » ( Ghalcondyles ; ( Laonicus ) ; Historiarum demonstrationes . 2 voI . London . ) 1922 - 27 . ) ( 2 ) - يعنى نمىتوانند كارى بكنند . دست داشتن كنايه است از قادر بودن به انجام كارى سعدى گويد : گر دست بجان داشتمى همچو تو بر ريش * نگذاشتمى تا بقيامت كه برآيد